ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

937

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

بخش 2 ذكر شمه [ اى ] از احوال خسرو بىهمال بعد از جلوس بر اورنگ سلطنت لايزال به طريق اجمال [ 510 ] اگرچه از قرارى كه به كرّات عرض و اظهار شده ، اين بندهء مدحت‌گزار قرار داده كه تاريخى جديد در ذكر وقايع اين دولت سديد ترتيب دهد و هرگاه وديعهء حيات عاريت چندى يارى كند - ان شاء الله تعالى - تفصيل آن در جلد ديگر ذكر خواهد شد ، و ليكن تا رشتهء كلام از هم نگسلد ، مختصرى از كلّيات را درين صحيفه درج نمود . بعد از آن‌كه مسند سلطنت و فرمانروايى از فرّ ذات با بركات اين زيبندهء اريكهء كشور خدايى آرايشى تازه يافت ، از يمن طالع همايون و فرّبخت روزافزون در مدت سه ماه ، سركشان اطراف و شاهزادگان اكناف از سعى كارگزاران اين شوكت جاويد اتّصاف ، هريك به سزاى خود رسيدند و در گوشهء انزوا و مسكنت آرميدند . نوّاب حسين على ميرزا و حسن على ميرزا كه در دار العلم شيراز لواى خودسرى افراشته بودند ، از مأموريت جناب معتمد الدوله منوچهر خان و منصور خان سرتيپ فراهانى و ينارال لنسين « 1 » انگريز [ ى ] توپچىباشى با دو فوج سرباز آذربايجانى و توپخانهء صاعقه‌مبانى گرفتار گشته در دار الخلافهء طهران در زاويهء مسكنت غنودند . چند نفر از ولدان آن دو بزرگوار ، در بين اين گيرودار ، از نقدينه و زرينه و جواهرآلات بىشمار برداشته به سمت عتبات عاليات

--> ( 1 ) . احتمالا اين همان ليندسى معروف است كه از افسران ارشد انگليس و فرمانده نظامى ايران نيز به شمار مىآمد كاتب نسخه اين واژه را گاهى لينين و گاهى لينسين آورده است .